المسعودي ( مترجم : محمد جواد نجفي )

417

اثبات الوصية لعلي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي )

بودنش چيزى ناقص نشده . ( يعنى نبايد نزد زنان نامحرم رود ؟ ) . راوى گويد : در آن سال اسحاق بن اسماعيل نوبخت با آن جمعيت بود ، اسحاق گفت : من تعداد ( 10 ) مسأله را در رقعه‌اى نوشتم چون زن من حامله بود با خودم گفتم : اگر امام جواد جواب اين مسأله‌ها را فرمود از آن حضرت خواهش ميكنم كه دعا كند : زن من پسر بزايد ، موقعى كه مردم پرسشهاى خود را از آن بزرگوار كردند من هم با رقعه بلند شدم كه از امام جواد پرسش نمايم ، ديدم آن حضرت به من نظرى كرد و فرمود : اى اسحاق ! نام پسرت را احمد بگذار . در روايت ديگر است كه به من فرمود : اى ابو يعقوب نام او را احمد بگذار ، پسرى براى من متولد شد ، من نام او را احمد نهادم ، مدتى زنده بود و از دنيا رفت . از جمله افرادى كه در آن سال با آن جمعيت بود على بن حسان واسطى بود كه به اعمش معروف بود على بن حسان گويد : من يك مقدار اسباب بازى بچه‌ها را كه از نقره ساخته شده بودند با خودم بردم كه براى مولاى من امام جواد عليه السّلام هديه و تحفه‌اى باشد ، وقتى كه مردم از اطراف آن حضرت متفرق شدند و جواب كليهء مسائل آنان را فرمود و بجانب منزل خود روان شد من هم از دنبال آن حضرت رفتم ، موفق خادم را ملاقات كردم ، گفتم : اجازه هست كه من نزد مولايم روم ؟ اجازه داد ، نزد مولايم امام جواد رفتم ، سلام كردم ، جواب فرمود . من از صورت مباركش دريافتم كه مايل نيست من بنشينم لذا مرا دستور نشستن نداد ، ولى من جلو رفتم و آنچه را كه در آستين داشتم در خدمت آن حضرت ريختم .